ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

دور نـما
نیویورک تایمز (امریکا)
پیروزی طالبان تنها 4 ماه پس از اعلام پایبندی بایدن به توافق ترامپ با طالبان به وقوع پیوست. در این مدت کوتاه طالبان به یک استراتژی ساده روی آورد که براحتی جواب داد. این استراتژی ،استراتژی اقناع یا اجبار حاکمان محلی بود. طالبان دو راه پیش روی آنها میگذاشت: تسلیم یا مرگ و البته آنها تسلیم را انتخاب کردند.
ایزوستیا (روسیه)
خروج امریکا از افغانستان و سقوط کابل، بهترین فرصت برای چین بود تا در تبلیغاتی وسیع در رسانههای خود به تایوانیها که خود را دلگرم به حمایتهای امریکا میبینند، بگوید که امریکاییها روزی نیز تایوان را همان طور که افغانستان را رها کردند، تنها خواهند گذاشت. پس بهتر آن است که اعتماد بیشتری به چین داشته باشند.
دیلی تلگراف (بریتانیا)
بعداز اظهارات بوریس جانسون که گفت بهخاطر تصمیم بایدن، چارهای جز خارج کردن نیروهای انگلیسی از افغانستان نداشته، جو بایدن که خود تحت فشار داخلی است، اعلام کرد، من با متحدان امریکا درباره خروج از افغانستان مشورت کردم، آنها میتوانستند اعلام کنند امریکا هم برود، ما میمانیم اما موافقت کردند نیروهای آنها هم افغانستان را ترک کنند.

افغانستان در پریشانی و انتظار
زهره صفاری
خبرنگار
سقوط دولت تحت حمایت امریکا در افغانستان، فرار «اشرف غنی» از کشور و هراس افغانها از آینده کشورشان، نزدیک به یک هفته است، در خط اول خبری جهان جای گرفته اما طالبان فارغ از همه این غائلهها در تدارک استقرار حکومت خود است.
به نوشته «سیانان»، در نخستین روزهای حاکمیت طالبان بر افغانستان هراس از طالبان دو دهه قبل هزاران نفر از مردم را راهی فرودگاه کابل کرد و صحنههایی بس دردناک از بالارفتن زن و مرد و کودک از دیوار فرودگاه تا سوار شدن بر بال هواپیما و سقوط دردناک دو شهروند افغان از هواپیمای در حال پرواز تا ساعتها جهان را دگرگون کرد. اما طالبان که با حرکتی آرام و حساب شده قدرت را به دست گرفته و همه ولایات و شهرهای مهم را به تصرف خود درآورده، از همان ابتدا با رویکردی متفاوت سعی کرد به جهان ثابت کند که این طالبان با آنچه 20 سال قبل توسط امریکاییها شکست داده شده بود، تغییراتی اساسی یافته است.
در میان آن همه هیاهو و در حالی که با اعلام کریدور امن طالبان برای کسانی که قصد فرار داشتند، هر لحظه بر شمار افغانهای هراسان در فرودگاه کابل افزوده میشد، نخستین نشست خبری طالبان با حضور «ذبیحالله مجاهد»، سخنگوی شبهنظامیان و خبرنگاران داخلی و خارجی برگزار شد. نشستی که به نوشته «الجزیره»، طالبان در آن تعهد به رعایت حقوق زنان و فراخوان آنها به دولت، آزادی رسانه و عفو کامل مقامات سابق حکومت افغانستان داد. «مجاهد» به نمایندگی از طالبان همچنین برای آغاز روابط با کشورهای دیگر ابراز امیدواری کرد و قول داد که قلمروی افغانستان محلی برای حمله به کشورهای دیگر نشود: «بزودی کابل را از وضعیت نظامی خارجی میکنیم و به جامعه بینالمللی و سازمان ملل متعهد میشویم که هیچ کس آسیب نخواهد دید.» طالبان برای اثبات این تغییر رویکرد در نخستین گامهایش برخلاف 20 سال قبل اجازه برگزاری مراسم سوگواری عاشورا را صادر کرد.
غافلگیری غرب از موج پناهندگان
اما با وجود این شرایط با نزدیک شدن به مهلت خارجیها برای خروج از افغانستان، اتفاقات غافلگیرکننده چند روز اخیر کابل، برنامه غربیها را به کلی به هم ریخته است. به طوری که به نوشته «گاردین»، در حالی که براساس اعلام ناتو تاکنون 18 هزار نفر از افغانستان خارج شدهاند اما همچنان هزاران نفر از واجدان شرایط خروج از کشور در انتظار پروازهایی هستند که معلوم نیست چه زمانی به آنها برسد. این در حالی است که حضور نیروهای امریکایی و طالبان برای کنترل اوراق شناسایی و مجوز خروج خارجیها و افغانهای واجد شرایط، سبب بروز درگیریهای مسلحانهای شد. به باور کارشناسان در این میان خبرهایی تأیید نشده از جستوجوی خانه به خانه برای یافتن مخالفان، نگرانیها و اضطرار برای خروج نیروهای امریکا، ناتو، خبرنگاران خارجی و مترجمان افغان را چند برابر کرده است. اما این تنها یک روی سکه مصایب مردم افغان است، در سوی مقابل آنهایی که با هزاران امید با بدترین امکانات سوار بر هواپیماهای نظامی به کشورهای دیگر منتقل شدهاند همچنان بلاتکلیف مانده و باوجود وعدههای اروپاییها برای پناهندگی در فرودگاهها سرگردانند.
توجیه جنجالی «غنی» و واکنش مردم
«اشرف غنی» بعد از چند روز سکوت در حالی که شماری از فعالان افغانستانی خواستار بازداشت او توسط اینترپل شده بودند، در پیامی فیسبوکی، بار دیگر مردم کشورش را مورد خطاب قرار داد و فرارش را توجیه کرد و خشم مردم را برانگیخت. به نوشته «طلوع نیوز» افغانستان، «غنی» که گفته میشود با اندوخته مالی هنگفتی به امارات پناهنده شده است در این پیام گفت: «من روز یکشنبه برای بررسی اوضاع امنیتی کابل به وزارت دفاع رفته بودم که نگهبانانم توطئه قتل مرا خنثی کردند و زمانی مجبور به ترک افغانستان شدم که طالبان به پشت ساختمان ارگ رسیده بود و من حتی نتوانستم کفشهایم را عوض کنم و همه وسایل شخصی، رایانهام و... نیز به دست دیگران افتاد.»
در پی این اظهارات که نتوانست آبی بر آتش خشم مردم بریزد، انتشار فهرست 52 همراه «اشرف غنی» و میزان ثروتی که او با خود برده بود، چهره رئیس جمهوری سابق افغانستان را خدشه دارتر کرد. در این شرایط «امرالله صالح» معاون اول «غنی» در بیانیهای با استناد به حکم قانون اساسی خود را سرپرست مشروع کرسی ریاست جمهوری اعلام کرد.
از بحران «بایدن» تا احتمال تشکیل دولت شورایی در افغانستان
به باور بسیاری از کارشناسان بحران افغانستان به پرچالشترین موضوع سیاست خارجی دولت «جو بایدن» بدل شده است اما در این میان رئیس جمهوری امریکا نه تنها از تصمیمش ابراز پشیمانی نمیکند بلکه چندین ساعت پس از سقوط کابل، در سخنانی اعلام کرد که اجازه نمیدهد امریکا وارد نبردی شود که نیروهایش برای کشورشان نمیجنگند. اطمینان او به تصمیمش به حدی بود که به نوشته تحلیلگران «آسوشیتدپرس»، شاید تا پیش از این هرگز تا این اندازه قاطعانه پاسخ منتقدانش را نداده بود: «من میدانم که تصمیمم با انتقاداتی همراه است اما ترجیح میدهم بهجای واگذار کردن این بحران به رئیس جمهوری بعدی، این انتقادات را بپذیرم و کار را تمام کنم.»
روزنامه «صبح کابل» پس از اظهارات «بایدن» و عزم امریکا برای برداشتن چتر حمایتی خود از افغانستان، از بازگشت شرایط در مرکز شهر کابل به وضعیت عادی خبر داد و تنها تفاوت را برداشتن دوربینهای امنیتی پلیس و حضور نیروهای طالبان در سراسر خیابانهای پایتخت ذکر کرد. در همین حال«هشت صبح» نوشت «عبدالله عبدالله»، رئیس شورای عالی مصالحه ملی و حامد کرزای، رئیس جمهوری پیشین افغانستان در پیامی مشترک از آغاز گفتوگوها با مقامات طالبان و سایر بزرگان کشورشان خبر دادند. بنا بر اعلام منابع آگاه قرار است ادامه مذاکرات دوحه نیز در داخل افغانستان انجام شود. «وحیدالله هاشمی»، از اعضای بلند پایه طالبان به رویترز گفت: «ممکن است افغانستان با شورایی به ریاست «ملاهبت الله» رهبر طالبان هدایت شود و عنوان رئیس جمهوری به رئیس الوزرا تغییر یابد.
طالبان در حالی در تدارک حاکمیت جدید است که از چند روز گذشته دسترسی این کشور به صندوق بینالمللی پول و حسابهای میلیاردی بانک مرکزی در امریکا مسدود شده است و وعده کمکهای بشردوستانه امریکا، فرانسه، آلمان و... در حد حرف باقی مانده و سازمانهای جهانی مانند عفو بینالملل، طالبان را مسبب قتلعامهای افغانستان میدانند.
خبرنگار
سقوط دولت تحت حمایت امریکا در افغانستان، فرار «اشرف غنی» از کشور و هراس افغانها از آینده کشورشان، نزدیک به یک هفته است، در خط اول خبری جهان جای گرفته اما طالبان فارغ از همه این غائلهها در تدارک استقرار حکومت خود است.
به نوشته «سیانان»، در نخستین روزهای حاکمیت طالبان بر افغانستان هراس از طالبان دو دهه قبل هزاران نفر از مردم را راهی فرودگاه کابل کرد و صحنههایی بس دردناک از بالارفتن زن و مرد و کودک از دیوار فرودگاه تا سوار شدن بر بال هواپیما و سقوط دردناک دو شهروند افغان از هواپیمای در حال پرواز تا ساعتها جهان را دگرگون کرد. اما طالبان که با حرکتی آرام و حساب شده قدرت را به دست گرفته و همه ولایات و شهرهای مهم را به تصرف خود درآورده، از همان ابتدا با رویکردی متفاوت سعی کرد به جهان ثابت کند که این طالبان با آنچه 20 سال قبل توسط امریکاییها شکست داده شده بود، تغییراتی اساسی یافته است.
در میان آن همه هیاهو و در حالی که با اعلام کریدور امن طالبان برای کسانی که قصد فرار داشتند، هر لحظه بر شمار افغانهای هراسان در فرودگاه کابل افزوده میشد، نخستین نشست خبری طالبان با حضور «ذبیحالله مجاهد»، سخنگوی شبهنظامیان و خبرنگاران داخلی و خارجی برگزار شد. نشستی که به نوشته «الجزیره»، طالبان در آن تعهد به رعایت حقوق زنان و فراخوان آنها به دولت، آزادی رسانه و عفو کامل مقامات سابق حکومت افغانستان داد. «مجاهد» به نمایندگی از طالبان همچنین برای آغاز روابط با کشورهای دیگر ابراز امیدواری کرد و قول داد که قلمروی افغانستان محلی برای حمله به کشورهای دیگر نشود: «بزودی کابل را از وضعیت نظامی خارجی میکنیم و به جامعه بینالمللی و سازمان ملل متعهد میشویم که هیچ کس آسیب نخواهد دید.» طالبان برای اثبات این تغییر رویکرد در نخستین گامهایش برخلاف 20 سال قبل اجازه برگزاری مراسم سوگواری عاشورا را صادر کرد.
غافلگیری غرب از موج پناهندگان
اما با وجود این شرایط با نزدیک شدن به مهلت خارجیها برای خروج از افغانستان، اتفاقات غافلگیرکننده چند روز اخیر کابل، برنامه غربیها را به کلی به هم ریخته است. به طوری که به نوشته «گاردین»، در حالی که براساس اعلام ناتو تاکنون 18 هزار نفر از افغانستان خارج شدهاند اما همچنان هزاران نفر از واجدان شرایط خروج از کشور در انتظار پروازهایی هستند که معلوم نیست چه زمانی به آنها برسد. این در حالی است که حضور نیروهای امریکایی و طالبان برای کنترل اوراق شناسایی و مجوز خروج خارجیها و افغانهای واجد شرایط، سبب بروز درگیریهای مسلحانهای شد. به باور کارشناسان در این میان خبرهایی تأیید نشده از جستوجوی خانه به خانه برای یافتن مخالفان، نگرانیها و اضطرار برای خروج نیروهای امریکا، ناتو، خبرنگاران خارجی و مترجمان افغان را چند برابر کرده است. اما این تنها یک روی سکه مصایب مردم افغان است، در سوی مقابل آنهایی که با هزاران امید با بدترین امکانات سوار بر هواپیماهای نظامی به کشورهای دیگر منتقل شدهاند همچنان بلاتکلیف مانده و باوجود وعدههای اروپاییها برای پناهندگی در فرودگاهها سرگردانند.
توجیه جنجالی «غنی» و واکنش مردم
«اشرف غنی» بعد از چند روز سکوت در حالی که شماری از فعالان افغانستانی خواستار بازداشت او توسط اینترپل شده بودند، در پیامی فیسبوکی، بار دیگر مردم کشورش را مورد خطاب قرار داد و فرارش را توجیه کرد و خشم مردم را برانگیخت. به نوشته «طلوع نیوز» افغانستان، «غنی» که گفته میشود با اندوخته مالی هنگفتی به امارات پناهنده شده است در این پیام گفت: «من روز یکشنبه برای بررسی اوضاع امنیتی کابل به وزارت دفاع رفته بودم که نگهبانانم توطئه قتل مرا خنثی کردند و زمانی مجبور به ترک افغانستان شدم که طالبان به پشت ساختمان ارگ رسیده بود و من حتی نتوانستم کفشهایم را عوض کنم و همه وسایل شخصی، رایانهام و... نیز به دست دیگران افتاد.»
در پی این اظهارات که نتوانست آبی بر آتش خشم مردم بریزد، انتشار فهرست 52 همراه «اشرف غنی» و میزان ثروتی که او با خود برده بود، چهره رئیس جمهوری سابق افغانستان را خدشه دارتر کرد. در این شرایط «امرالله صالح» معاون اول «غنی» در بیانیهای با استناد به حکم قانون اساسی خود را سرپرست مشروع کرسی ریاست جمهوری اعلام کرد.
از بحران «بایدن» تا احتمال تشکیل دولت شورایی در افغانستان
به باور بسیاری از کارشناسان بحران افغانستان به پرچالشترین موضوع سیاست خارجی دولت «جو بایدن» بدل شده است اما در این میان رئیس جمهوری امریکا نه تنها از تصمیمش ابراز پشیمانی نمیکند بلکه چندین ساعت پس از سقوط کابل، در سخنانی اعلام کرد که اجازه نمیدهد امریکا وارد نبردی شود که نیروهایش برای کشورشان نمیجنگند. اطمینان او به تصمیمش به حدی بود که به نوشته تحلیلگران «آسوشیتدپرس»، شاید تا پیش از این هرگز تا این اندازه قاطعانه پاسخ منتقدانش را نداده بود: «من میدانم که تصمیمم با انتقاداتی همراه است اما ترجیح میدهم بهجای واگذار کردن این بحران به رئیس جمهوری بعدی، این انتقادات را بپذیرم و کار را تمام کنم.»
روزنامه «صبح کابل» پس از اظهارات «بایدن» و عزم امریکا برای برداشتن چتر حمایتی خود از افغانستان، از بازگشت شرایط در مرکز شهر کابل به وضعیت عادی خبر داد و تنها تفاوت را برداشتن دوربینهای امنیتی پلیس و حضور نیروهای طالبان در سراسر خیابانهای پایتخت ذکر کرد. در همین حال«هشت صبح» نوشت «عبدالله عبدالله»، رئیس شورای عالی مصالحه ملی و حامد کرزای، رئیس جمهوری پیشین افغانستان در پیامی مشترک از آغاز گفتوگوها با مقامات طالبان و سایر بزرگان کشورشان خبر دادند. بنا بر اعلام منابع آگاه قرار است ادامه مذاکرات دوحه نیز در داخل افغانستان انجام شود. «وحیدالله هاشمی»، از اعضای بلند پایه طالبان به رویترز گفت: «ممکن است افغانستان با شورایی به ریاست «ملاهبت الله» رهبر طالبان هدایت شود و عنوان رئیس جمهوری به رئیس الوزرا تغییر یابد.
طالبان در حالی در تدارک حاکمیت جدید است که از چند روز گذشته دسترسی این کشور به صندوق بینالمللی پول و حسابهای میلیاردی بانک مرکزی در امریکا مسدود شده است و وعده کمکهای بشردوستانه امریکا، فرانسه، آلمان و... در حد حرف باقی مانده و سازمانهای جهانی مانند عفو بینالملل، طالبان را مسبب قتلعامهای افغانستان میدانند.

انفجار در مسیر عزاداران عاشورا در پاکستان
گروه جهان/ درانفجار بمبی کنار جادهای در مسیر موکبهای عاشورا در ایالت پنجاب پاکستان دستکم سه نفر کشته و 50 نفر از عزاداران شهادت امام حسین(ع) زخمی شدند.
به گزارش سایت شبکه خبری «الجزیره»، این انفجار در حالی رخ داد که مقامات ایالت پنجاب با توجه به انفجارهای خونین سال گذشته در مراسم روز عاشورا در همین ایالت، نظارتهای امنیتی را افزایش داده بودند. از جمله خدمات تلفن همراه در این ایالت همچون سایر شهرهای بزرگ متوقف شده بود تا از تماس احتمالی عوامل تروریستی برای انجام عملیات جلوگیری شود. اما همین مسأله باعث شد، نیروهای امدادی دیرتر از زمان مقرر به محل انفجار برسند.
ویدیوهایی که از این انفجار در شبکههای اجتماعی منتشر شده، نشان میدهد نیروهای کمکی منطقه محل انفجار، مجروحهای این انفجار را که در خون خود غوطهور هستند، در کنار جاده قرار دادهاند تا کمکهای بیمارستانی برسد.
کاشف حسین، افسر پلیس محلی نیز در گفتوگویی با «فرانس پرس» گفت، پلیس منطقه در حال جمعآوری شواهد از محل انفجار برای اقدامات امنیتی بعدی است.
این انفجار تروریستی با واکنشهایی مواجه شد. به گزارش ایرنا، وزیر امور اطلاعرسانی و وزیر امور خارجه پاکستان اقدام خرابکارانه در روز عاشورا و هدف قرارگرفتن آیین عزاداری شیعیان را بهشدت محکوم کرده و گفتند: دشمنان به دنبال تخریب فضای صلح کشور هستند با این حال چنین اقداماتی، تأثیری بر اراده ما برای مقابله با تروریسم نخواهد داشت. مجلس وحدت مسلمین از احزاب پیشروی شیعیان پاکستان نیز در اطلاعیهای ضمن ابراز همبستگی با آسیبدیدگان انفجار بمب، عملکرد مقامات پلیس و ایالت پنجاب را زیر سؤال برد و بررسی فوری علل این حادثه را از مسئولان مطالبه کرد.
در خارج از مرزهای پاکستان نیز سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، حمله سبوعانه تروریستها به دستههای عزاداری سالار شهیدان در ایالت پنجاب پاکستان را بهشدت محکوم و مراتب همدردی عمیق خود را با خانواده قربانیان این اقدام تروریستی ابراز کرد. سعید خطیبزاده با تأکید بر ضرورت مبارزه با تمامی اشکال اینگونه اقدامات غیرانسانی و تروریستی، خواستار همکاری تمامی کشورهای منطقه برای مبارزه مستمر با مـــــرتکبان، ســــازمــــاندهنــــدگان، پشتیبانان و حامیان مالی چنین اقداماتی شد.
سیدعمار حکیم رهبر جریان حکمت ملی عراق نیز در توئیتی انفجار تروریستی در مراسم عزاداری شهادت امام حسین(ع) در پاکستان را بهشدت محکوم کرد و نوشت: از جامعه بینالمللی و نهادهای حقوق بشری میخواهیم که در برابر حملات تروریستی مکرر علیه پیروان مکتب اهل بیت علیهمالسلام در پاکستان سکوت اختیار نکنند.»
به گزارش سایت شبکه خبری «الجزیره»، این انفجار در حالی رخ داد که مقامات ایالت پنجاب با توجه به انفجارهای خونین سال گذشته در مراسم روز عاشورا در همین ایالت، نظارتهای امنیتی را افزایش داده بودند. از جمله خدمات تلفن همراه در این ایالت همچون سایر شهرهای بزرگ متوقف شده بود تا از تماس احتمالی عوامل تروریستی برای انجام عملیات جلوگیری شود. اما همین مسأله باعث شد، نیروهای امدادی دیرتر از زمان مقرر به محل انفجار برسند.
ویدیوهایی که از این انفجار در شبکههای اجتماعی منتشر شده، نشان میدهد نیروهای کمکی منطقه محل انفجار، مجروحهای این انفجار را که در خون خود غوطهور هستند، در کنار جاده قرار دادهاند تا کمکهای بیمارستانی برسد.
کاشف حسین، افسر پلیس محلی نیز در گفتوگویی با «فرانس پرس» گفت، پلیس منطقه در حال جمعآوری شواهد از محل انفجار برای اقدامات امنیتی بعدی است.
این انفجار تروریستی با واکنشهایی مواجه شد. به گزارش ایرنا، وزیر امور اطلاعرسانی و وزیر امور خارجه پاکستان اقدام خرابکارانه در روز عاشورا و هدف قرارگرفتن آیین عزاداری شیعیان را بهشدت محکوم کرده و گفتند: دشمنان به دنبال تخریب فضای صلح کشور هستند با این حال چنین اقداماتی، تأثیری بر اراده ما برای مقابله با تروریسم نخواهد داشت. مجلس وحدت مسلمین از احزاب پیشروی شیعیان پاکستان نیز در اطلاعیهای ضمن ابراز همبستگی با آسیبدیدگان انفجار بمب، عملکرد مقامات پلیس و ایالت پنجاب را زیر سؤال برد و بررسی فوری علل این حادثه را از مسئولان مطالبه کرد.
در خارج از مرزهای پاکستان نیز سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، حمله سبوعانه تروریستها به دستههای عزاداری سالار شهیدان در ایالت پنجاب پاکستان را بهشدت محکوم و مراتب همدردی عمیق خود را با خانواده قربانیان این اقدام تروریستی ابراز کرد. سعید خطیبزاده با تأکید بر ضرورت مبارزه با تمامی اشکال اینگونه اقدامات غیرانسانی و تروریستی، خواستار همکاری تمامی کشورهای منطقه برای مبارزه مستمر با مـــــرتکبان، ســــازمــــاندهنــــدگان، پشتیبانان و حامیان مالی چنین اقداماتی شد.
سیدعمار حکیم رهبر جریان حکمت ملی عراق نیز در توئیتی انفجار تروریستی در مراسم عزاداری شهادت امام حسین(ع) در پاکستان را بهشدت محکوم کرد و نوشت: از جامعه بینالمللی و نهادهای حقوق بشری میخواهیم که در برابر حملات تروریستی مکرر علیه پیروان مکتب اهل بیت علیهمالسلام در پاکستان سکوت اختیار نکنند.»

حسن نصرالله: از تجربه افغانستان عبرت بگیرید
سیدحسن نصرالله دبیرکل جنبش حزبالله لبنان در آخرین سخنرانی خود در پایان دهه نخست ماه محرم و شهادت امام حسین(ع) و یارانش مقابله با رژیم غاصب صهیونیستی را در رأس اولویتهای حزبالله لبنان دانست.
بهگزارش ایرنا بهنقل از المیادین، نصرالله با تأکید بر خواسته همیشگی حزبالله لبنان از جهانیان برای ایستادن در کنار مردم فلسطین در قدس اشغالی، کرانه باختری و نوار غزه حمایت از حق ملت فلسطین در بازپسگیری از اراضی اشغالی گفت: «در مقابل تهدیداتی که قدس و مقدسات اسلامی با آن مواجه است خواستار ایجاد یک معادله منطقهای برای حمایت از این مقدسات
هستیم.»
دبیر کل حزبالله لبنان سپس با بیان اینکه امریکا رأس ظلم و استبداد در جهان است، گفت: پس از شکست امریکا در افغانستان، چشمها به اشغالگران امریکایی در عراق و سوریه دوخته شده است. تصمیم عراق و پارلمان آن برای خروج نیروهای نظامی امریکا تصمیم بزرگی است. عراقیها تجربه استفاده افغانستان از مستشاران امریکایی و 20 سال آموزش نیروهای افغانستانی را پیش چشم خود بگذارند.»
وی همچنین از حرکت نخستین کشتی حامل سوخت خریداری شده از ایران برای لبنان در ساعات آتی خبر داد و گفت: «چالشهای زیادی پیش روست اما اعلام میکنم از زمانی که این کشتیها حرکت کنند، خاک لبنان قلمداد میشوند. کسی وارد چالش نشود چراکه این مسأله با عزت ملت ما گره خورده؛ دیگر نمیپذیریم مردم را در صفهای طولانی سوخت خوار کنید. کسانی این کار را بر ما تحمیل کردند که جنگ اقتصادی را علیه ما راه انداختند. آشکارا اعلام میکنم که جمهوری اسلامی ایران هیچ وقت متحدانش را رها نکرده و دست بریده شهید حاج قاسم دلیلی بر این مدعا است.»
نصرالله اضافه کرد: «برخی شکست در تشکیل دولت لبنان را به حزبالله یا ایران نسبت میدهند. این حرف درست نیست. در طول ۴۰ سال گذشته ایران هیچ دخالتی در امور لبنان یا در تصمیمگیریهای ما نکرده است. ما نزد ولایت فقیه آقای خود هستیم نه مثل برخی که نزد اربابان خود مثل برده هستند. در حالی که سفارت امریکا در بیروت در حال مدیریت جنگ اقتصادی و رسانهای علیه لبنان است. سفارت امریکا در لبنان، نمایندگی دیپلماتیک نیست؛ سفارت توطئه علیه لبنان است.»
دبیرکل حزبالله اضافه کرد: «به آنهایی که به امریکا تکیه کردهاند، میگویم: از تجربه افغانستان عبرت بگیرید. عبرت بگیرید که سگهای آموزشدیده امریکاییها برایشان عزیزتر از شماست.»
بهگزارش ایرنا بهنقل از المیادین، نصرالله با تأکید بر خواسته همیشگی حزبالله لبنان از جهانیان برای ایستادن در کنار مردم فلسطین در قدس اشغالی، کرانه باختری و نوار غزه حمایت از حق ملت فلسطین در بازپسگیری از اراضی اشغالی گفت: «در مقابل تهدیداتی که قدس و مقدسات اسلامی با آن مواجه است خواستار ایجاد یک معادله منطقهای برای حمایت از این مقدسات
هستیم.»
دبیر کل حزبالله لبنان سپس با بیان اینکه امریکا رأس ظلم و استبداد در جهان است، گفت: پس از شکست امریکا در افغانستان، چشمها به اشغالگران امریکایی در عراق و سوریه دوخته شده است. تصمیم عراق و پارلمان آن برای خروج نیروهای نظامی امریکا تصمیم بزرگی است. عراقیها تجربه استفاده افغانستان از مستشاران امریکایی و 20 سال آموزش نیروهای افغانستانی را پیش چشم خود بگذارند.»
وی همچنین از حرکت نخستین کشتی حامل سوخت خریداری شده از ایران برای لبنان در ساعات آتی خبر داد و گفت: «چالشهای زیادی پیش روست اما اعلام میکنم از زمانی که این کشتیها حرکت کنند، خاک لبنان قلمداد میشوند. کسی وارد چالش نشود چراکه این مسأله با عزت ملت ما گره خورده؛ دیگر نمیپذیریم مردم را در صفهای طولانی سوخت خوار کنید. کسانی این کار را بر ما تحمیل کردند که جنگ اقتصادی را علیه ما راه انداختند. آشکارا اعلام میکنم که جمهوری اسلامی ایران هیچ وقت متحدانش را رها نکرده و دست بریده شهید حاج قاسم دلیلی بر این مدعا است.»
نصرالله اضافه کرد: «برخی شکست در تشکیل دولت لبنان را به حزبالله یا ایران نسبت میدهند. این حرف درست نیست. در طول ۴۰ سال گذشته ایران هیچ دخالتی در امور لبنان یا در تصمیمگیریهای ما نکرده است. ما نزد ولایت فقیه آقای خود هستیم نه مثل برخی که نزد اربابان خود مثل برده هستند. در حالی که سفارت امریکا در بیروت در حال مدیریت جنگ اقتصادی و رسانهای علیه لبنان است. سفارت امریکا در لبنان، نمایندگی دیپلماتیک نیست؛ سفارت توطئه علیه لبنان است.»
دبیرکل حزبالله اضافه کرد: «به آنهایی که به امریکا تکیه کردهاند، میگویم: از تجربه افغانستان عبرت بگیرید. عبرت بگیرید که سگهای آموزشدیده امریکاییها برایشان عزیزتر از شماست.»

طالبان و مسأله دره پنجشیر
مترجم: بنفشه غلامی / امرالله صالح، معاون اشرف غنی که به خارج از افغانستان گریخته و احمد مسعود، پسر احمد شاه مسعود، قهرمان ملی این کشور در حال تجمیع نیروهای ضد طالبان در پنجشیر، سنگر سابق ائتلاف شمال هستند. برخی گزارشها نیز حاکی از آن است که بسمالله خان محمدی، وزیر دفاع سابق نیز به آنها پیوسته و جسته و گریخته اسامی برخی از مبارزان ائتلاف شمال که در دهه 1979 تا 1989 علیه اشغال شوروی جنگیدند، نیز شنیده میشود که به دره پنجشیر رفتهاند.
هرچند هنوز بهطور رسمی شکلگیری یک جنبش ضد طالبان اعلام نشده است اما حرکتها برای چنین روندی آغاز شده است. البته طالبان خود چنین مقاومتهایی را بویژه از طرف قوم تاجیک پیشبینی میکرد و از همین رو در ابتدای حرکت خود برای استیلای مجدد بر افغانستان، قبل از حرکت بهسمت جنوب، راهی شمال شد تا بتواند پتانسیل موجود مخالفتها علیه خود در این منطقه را از بین ببرد. طالبان بههمین منظور تلاش کردند بر مرزهای شمالی استیلای کامل پیدا کنند تا مانع نیروهای تقویتی تاجیکها شوند. اکنون نیز با گذشت چند روز از سقوط کابل، انتظار میرود، کادر رهبری طالبان تمرکز خود را معطوف به پنجشیر کند. حتی شنیده میشود این کار آغاز شده و برخی گزارشها حاکی از مذاکرات آنان با مسعود جوان است که چند روز قبل در مصاحبه خود با شورای آتلانتیک، از ایده یک ساختار فدرالیستی برای حکومت در افغانستان سخن گفته بود. اما برای رسیدن به چنین نقطهای که میتواند حداقل در کوتاه مدت مانع بروز جنگ داخلی در افغانستان شود، باید دید طالبان تا چه حد حاضر به دادن امتیاز خواهد بود.
برای رسیدن به این پاسخ ابتدا باید دید جنبشی که در حال شکلگیری در دره پنجشیر است، دفاعی است یا تهاجمی. در حال حاضر به نظر میرسد، این جنبش، یک جنبش دفاعی است. اما حتی چنین جنبش دفاعی نیز میتواند در آینده تبدیل به یک مشکل پایدار برای طالبان شود. اما طالبان نیز با توجه به موقعیت جغرافیایی دره پنجشیر میتواند دست برتر را داشته باشد. زیرا هرچند موقعیت جغرافیایی و طبیعی استیلا بر دره پنجشیر را برای هر کسی دشوار میکند، اما به همان نسبت نیز محدودیت تردد به منطقه میتواند امتیازی برای طالبان باشد. به خاطر داشته باشید، اگر قرار باشد روزگاری دره پنجشیر تبدیل به محل استقرار جنبشی تهاجمی علیه طالبان باشد، ممکن است در آینده شاهد عملیاتهایی از سوی حامیان این جنبش برای ایجاد کریدوری ارتباطی با مرزهای شمال افغانستان باشیم. بنابراین جنبش در حال شکلگیری چه تهاجمی باشد، چه دفاعی، جنبشی نخواهد بود که طالبان به سادگی از کنار آن بگذرد.
یکی از چالشهای همیشگی هر کسی که بر افغانستان حکم رانده، غلبه بر اختلافات قومی است. بنابراین در مرحله بعد باید دید این جنبش در حال شکل گیری، تا چه حد میتواند منسجم باشد و در برقراری ائتلاف و اتحاد با سایر قومیتها موفق باشد. دردهه 1980 ائتلاف شمال موفق به انجام چنین مهمی شد. ضمن اینکه باید دید با توجه به انتقادات بینالمللی از طالبان، این جنبش توانایی جذب حمایتهای خارجی را خواهد داشت یا نه.
منبع: Stratfor
خاطرات یک دیپلمات روایت گمشده
فاروق الشرع / وزیر خارجه سابق سوریه
مترجم: حسین جابری انصاری
پایان غائله لبنان
اسد که مایل نبود کار به جایی برسد که رسیده بود؛ با پیشنهادهای مطرح شده در جلسه موافقت کرد. رئیسجمهوری چند روز بعد به من گفت: معلوم شد امیر سعود الفیصل توانسته بر ابراهیمی که برای دبیری کمیته پیشنهاد داد سیطره یابد و علیه ما کودتا و وزیر الجزایری را نیز با خود همراه کند. اسد افزود: شاذلی بن جدید دوستدار سوریه است، اما ظاهراً تنها به خوش تیپی خود توجه دارد و نمیداند وزیر خارجهاش چه میکند، برای همین باید به دیدار او برویم. سپس اسد با همراهی من دیداری شتاب زده از الجزایر انجام داد. شاذلی از شنیدن موضع وزیر خارجهاش غافلگیر شد و با اعلام ناراحتی شدید خود از بسایح، او را کوتاه زمانی پس از انتصاب به این سمت؛ عزل کرد. مشکل ما البته با اخراج یک وزیر از کابینه حل نمیشد و آنچه برای ما مهم بود جلوگیری از اخراج سوریه از لبنان و عدم انتقامجویی از آن بود. در عمل نیز با وجود برکناری وزیر خارجه الجزایر، روابط کمیته سه جانبه با سوریه ولو بهصورت کمتری، اما در کلیت آن متشنج باقی ماند.
بازگشت به نقطه آغاز
کمیته سه جانبه در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۹، با ازسرگیری فعالیت خود؛ برنامه امنیتی و سیاسی مرکب از هفت گام تدریجی را تصویب کرد که از آتش بس فوری و همه جانبه شروع و با گامهای بعدی شامل رفع محاصره دریایی منطقه شرقی و بازگشایی فرودگاه بینالمللی بیروت، توقف حملات رسانهای توسط طرفهای لبنانی، خودداری همه کشورهایی که از کار کمیته حمایت میکردند از پشتیبانی تسلیحاتی و لجستیک از هر یک از طرفهای لبنانی و فراخوان مجلس نمایندگان لبنان برای جلسه در تاریخ ۳۰ سپتامبر، جهت تصویب سند وفاق ملی، دنبال میشد. اخضر ابراهیمی، ریاست کمیته امنیتی را برعهده گرفت که مسئولیت اجرای این برنامه را داشت. ابراهیمی کوشید نقشی فراتر از مسئولیت خود در کمیته ایفا و با برخی بازیگران بینالمللی و اعضای شورای امنیت بویژه فرانسه و امریکا رایزنی کند. او این را نمیدانست که سعودی مخارج هنگفت تحرکات او را پرداخت میکند، تا وقتی که از زبان سعود الفیصل وزیر خارجه سعودی پرید که اخضر ما را با هزینه هنگفت اقامت خود در فرانسه هلاک کرد. به سعود گفتم این بهتر از آن بود که کشورهای بیگانه پرداخت این هزینهها را برعهده گیرند.
سوریه در تدوین سند وفاق ملی مشارکت داشت که با حضور خدام معاون رئیسجمهوری و من و سعود الفیصل و رفیق حریری در کنفرانس طائف، تصویب شد. یک گام اساسی که مقدمات تصویب این سند را فراهم کرد، توافق من با ایلی سالم مشاور امور خارجه رئیسجمهوری لبنان و همچنین طرح حریری و سلیم الحص نخستوزیر و حسین الحسینی رئیس مجلس نمایندگان لبنان بود. من که دایره موضوعات و منافع مشترک دو کشور را گستردهتر از آن میدانستم که در هر توافقنامهای بگنجد، در نشستهایی که در دمشق برگزارشد و در آن حضور داشتم؛ بر لغو طایفه گری سیاسی و همراهی موضع سوریه و لبنان در برابر اسرائیل تمرکز کردم. کنفرانس طائف پس از مذاکرات پی در پی ۲۳ روزه، در ۲۲ اکتبر ۱۹۸۹؛ با تصویب سند وفاق ملی پایان پذیرفت و لبنان در نتیجه آن وارد مرحله تحول جدیدی در تاریخ معاصر خود شد، همان گونه که روابط سوریه و لبنان نیز وارد دوره نوینی شد که عنوان برجسته آن نهایی شدن «معاهده برادری و همکاری و هماهنگی» میان دو کشور در ۵ نوامبر ۱۹۸۹، بود که تاکنون مبنای کلیت روابط سوریه و لبنان بوده است.
فصل هشتم:
انتفاضه بزرگ فلسطین
انتفاضه نخست فلسطین با عملیات «جنبش جهاد [اسلامی] فلسطین» در تاریخ ۶ اکتبر ۱۹۸۷، آغاز و به شهادت همه اعضای مجموعه انجام دهنده این عملیات، منجر شد. دو نفر از این شهدا جوانان دلاور فلسطینی بودند که تنها چند ماه پیش، با چهار نفر از رفقای خود توانسته بودند از بازداشتگاه اسرائیلیها فرار کنند. شهادت همه افراد این مجموعه و بویژه این دو جوان، واکنش مردم فلسطین را در پی داشت که منجر به یک انتفاضه و قیام عمومی و سهمگین مردمی گردید. در این شرایط هزاران فلسطینی نمازگزار جمعه، در جنبشی غیرمسلحانه و تنها با پرتاب سنگ، با سربازان اسرائیلی رویارو شدند. فلسطینیها در گام بعدی با در اختیار گرفتن کلاسنگ، از نیروهای اسرائیلی فاصله گرفتند و به سنگ پراکنی خود قوت دادند.
درگیریهای پراکنده میان فلسطینیها و اسرائیلیها در نوار غزه در تاریخ ۸دسامبر ۱۹۸۷، گسترش یافت و در روز بعد یک راننده کامیون اسرائیلی چهار فلسطینی آواره ساکن اردوگاه جبالیا را دیده و دانسته؛ زیر گرفت. با این تحول، انتفاضه شعلهور شد و در مسیر تبدیل به یک جنبش مردمی همهجانبه در تمامی مناطق کرانه باختری و نوار غزه قرار گرفت. ارتش اسرائیل شروع به شلیک گلوله به سمت شهروندان فلسطینی تظاهرکننده کرد که در میان آنان زنان و کودکان نیز حضور داشتند. ارتش اسرائیل همچنین، هزاران جوان فلسطینی را دستگیر کرد. این اقدامات، شورای امنیت سازمان ملل متحد را بر آن داشت تا در پایان سال ۱۹۸۸؛ قطعنامه شماره ۶۰۵ خود را تصویب و به اسرائیل هشدار دهد «سیاستهایش پیامدهای اجتنابناپذیر و خطرناکی بر کوششهای جاری برای ایجاد صلح همیشگی و عادلانه در خاورمیانه خواهد داشت.» شورای امنیت همچنین «بار دیگر از آتشباری ارتش اسرائیل که منجر به مرگ بی گناهان شده است، ابراز تأسف» و تأکید کرد «معاهدات ژنو، ضروری است در مناطق اشغالی اجرا شود.» اما با اینکه انتفاضه در چهارچوب سنگ پراکنی و به دور از نظامی شدن باقی ماند، این معاهدات هیچ گاه از سوی اسرائیل اجرا نشد.
با بالا گرفتن تعداد شهدای انتفاضه از یک هزار نفر و تا آغاز سال ۱۹۹۰؛ پیشنویس قطعنامههای تندتری نیز به شورای امنیت ارائه شد، اما ایالات متحده با پناه جستن به حق وتو مانع تصویب آنها شد. از این میان سه پیشنویس قطعنامه در فوریه، ژوئن و اکتبر ۱۹۸۹ مطرح شد که دربر گیرنده محکومیتهای شدیدتری نسبت به اسرائیل و تهدید به اقداماتی علیه آن بود اما همه این قطعنامهها پس از مذاکرات درازدامن، با وتوی امریکا مواجه و در نتیجه تصویب نشد. اتحاد شوروی نیز در آن روزها، در آستانه فروپاشی و در شرایطی نبود که بتواند استوارانه در کنار فلسطینیها بایستد.
رهبران ملی فلسطینی در داخل با حکومت امریکا ارتباط برقرار کرده و پیشنهادات خود را - با موافقت سازمان آزادیبخش فلسطین - در اواسط ژانویه ۱۹۸۸، به جورج شولتز وزیر خارجه ایالات متحده ارائه کردند. شولتز نیز بلافاصله شروع به تنظیم ابتکار عمل امریکا برای توقف انتفاضه کرد که بر اساس آن، مذاکرات فلسطینی - اسرائیلی میان نمایندگان فلسطینیان و حکومت اسرائیل آغاز میشد و سازمان آزادیبخش فلسطین تا هنگامی که «قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت را به رسمیت نشناخته و تروریسم را رها نمیکرد»، هیچ نقشی در آن نمیتوانست ایفا کند. انتفاضه از ژانویه ۱۹۸۸، به رویدادی روزمره تبدیل شد و اسحاق شامیر با توجه به بالا رفتن آمار شهدای فلسطینی، تصمیم خود را برای «شکستن استخوان» فلسطینیها؛ به جای کشتن آنها گرفت. سوریه در چهارچوب این تحولات، بازگشت روابط راهبردی سوری - فلسطینی به مرحله پیش از تهاجم اسرائیل به لبنان را به رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین پیشنهاد کرد. من نیز برای ترتیب دادن ملاقاتی میان عرفات و اسد تماسهای متعددی برقرار کردم، چون میدانستم اگر این ملاقات را ترتیب ندهم؛ شاید فرد دیگری جز من برای انجام آن تلاش نکند.
مترجم: حسین جابری انصاری
پایان غائله لبنان
اسد که مایل نبود کار به جایی برسد که رسیده بود؛ با پیشنهادهای مطرح شده در جلسه موافقت کرد. رئیسجمهوری چند روز بعد به من گفت: معلوم شد امیر سعود الفیصل توانسته بر ابراهیمی که برای دبیری کمیته پیشنهاد داد سیطره یابد و علیه ما کودتا و وزیر الجزایری را نیز با خود همراه کند. اسد افزود: شاذلی بن جدید دوستدار سوریه است، اما ظاهراً تنها به خوش تیپی خود توجه دارد و نمیداند وزیر خارجهاش چه میکند، برای همین باید به دیدار او برویم. سپس اسد با همراهی من دیداری شتاب زده از الجزایر انجام داد. شاذلی از شنیدن موضع وزیر خارجهاش غافلگیر شد و با اعلام ناراحتی شدید خود از بسایح، او را کوتاه زمانی پس از انتصاب به این سمت؛ عزل کرد. مشکل ما البته با اخراج یک وزیر از کابینه حل نمیشد و آنچه برای ما مهم بود جلوگیری از اخراج سوریه از لبنان و عدم انتقامجویی از آن بود. در عمل نیز با وجود برکناری وزیر خارجه الجزایر، روابط کمیته سه جانبه با سوریه ولو بهصورت کمتری، اما در کلیت آن متشنج باقی ماند.
بازگشت به نقطه آغاز
کمیته سه جانبه در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۹، با ازسرگیری فعالیت خود؛ برنامه امنیتی و سیاسی مرکب از هفت گام تدریجی را تصویب کرد که از آتش بس فوری و همه جانبه شروع و با گامهای بعدی شامل رفع محاصره دریایی منطقه شرقی و بازگشایی فرودگاه بینالمللی بیروت، توقف حملات رسانهای توسط طرفهای لبنانی، خودداری همه کشورهایی که از کار کمیته حمایت میکردند از پشتیبانی تسلیحاتی و لجستیک از هر یک از طرفهای لبنانی و فراخوان مجلس نمایندگان لبنان برای جلسه در تاریخ ۳۰ سپتامبر، جهت تصویب سند وفاق ملی، دنبال میشد. اخضر ابراهیمی، ریاست کمیته امنیتی را برعهده گرفت که مسئولیت اجرای این برنامه را داشت. ابراهیمی کوشید نقشی فراتر از مسئولیت خود در کمیته ایفا و با برخی بازیگران بینالمللی و اعضای شورای امنیت بویژه فرانسه و امریکا رایزنی کند. او این را نمیدانست که سعودی مخارج هنگفت تحرکات او را پرداخت میکند، تا وقتی که از زبان سعود الفیصل وزیر خارجه سعودی پرید که اخضر ما را با هزینه هنگفت اقامت خود در فرانسه هلاک کرد. به سعود گفتم این بهتر از آن بود که کشورهای بیگانه پرداخت این هزینهها را برعهده گیرند.
سوریه در تدوین سند وفاق ملی مشارکت داشت که با حضور خدام معاون رئیسجمهوری و من و سعود الفیصل و رفیق حریری در کنفرانس طائف، تصویب شد. یک گام اساسی که مقدمات تصویب این سند را فراهم کرد، توافق من با ایلی سالم مشاور امور خارجه رئیسجمهوری لبنان و همچنین طرح حریری و سلیم الحص نخستوزیر و حسین الحسینی رئیس مجلس نمایندگان لبنان بود. من که دایره موضوعات و منافع مشترک دو کشور را گستردهتر از آن میدانستم که در هر توافقنامهای بگنجد، در نشستهایی که در دمشق برگزارشد و در آن حضور داشتم؛ بر لغو طایفه گری سیاسی و همراهی موضع سوریه و لبنان در برابر اسرائیل تمرکز کردم. کنفرانس طائف پس از مذاکرات پی در پی ۲۳ روزه، در ۲۲ اکتبر ۱۹۸۹؛ با تصویب سند وفاق ملی پایان پذیرفت و لبنان در نتیجه آن وارد مرحله تحول جدیدی در تاریخ معاصر خود شد، همان گونه که روابط سوریه و لبنان نیز وارد دوره نوینی شد که عنوان برجسته آن نهایی شدن «معاهده برادری و همکاری و هماهنگی» میان دو کشور در ۵ نوامبر ۱۹۸۹، بود که تاکنون مبنای کلیت روابط سوریه و لبنان بوده است.
فصل هشتم:
انتفاضه بزرگ فلسطین
انتفاضه نخست فلسطین با عملیات «جنبش جهاد [اسلامی] فلسطین» در تاریخ ۶ اکتبر ۱۹۸۷، آغاز و به شهادت همه اعضای مجموعه انجام دهنده این عملیات، منجر شد. دو نفر از این شهدا جوانان دلاور فلسطینی بودند که تنها چند ماه پیش، با چهار نفر از رفقای خود توانسته بودند از بازداشتگاه اسرائیلیها فرار کنند. شهادت همه افراد این مجموعه و بویژه این دو جوان، واکنش مردم فلسطین را در پی داشت که منجر به یک انتفاضه و قیام عمومی و سهمگین مردمی گردید. در این شرایط هزاران فلسطینی نمازگزار جمعه، در جنبشی غیرمسلحانه و تنها با پرتاب سنگ، با سربازان اسرائیلی رویارو شدند. فلسطینیها در گام بعدی با در اختیار گرفتن کلاسنگ، از نیروهای اسرائیلی فاصله گرفتند و به سنگ پراکنی خود قوت دادند.
درگیریهای پراکنده میان فلسطینیها و اسرائیلیها در نوار غزه در تاریخ ۸دسامبر ۱۹۸۷، گسترش یافت و در روز بعد یک راننده کامیون اسرائیلی چهار فلسطینی آواره ساکن اردوگاه جبالیا را دیده و دانسته؛ زیر گرفت. با این تحول، انتفاضه شعلهور شد و در مسیر تبدیل به یک جنبش مردمی همهجانبه در تمامی مناطق کرانه باختری و نوار غزه قرار گرفت. ارتش اسرائیل شروع به شلیک گلوله به سمت شهروندان فلسطینی تظاهرکننده کرد که در میان آنان زنان و کودکان نیز حضور داشتند. ارتش اسرائیل همچنین، هزاران جوان فلسطینی را دستگیر کرد. این اقدامات، شورای امنیت سازمان ملل متحد را بر آن داشت تا در پایان سال ۱۹۸۸؛ قطعنامه شماره ۶۰۵ خود را تصویب و به اسرائیل هشدار دهد «سیاستهایش پیامدهای اجتنابناپذیر و خطرناکی بر کوششهای جاری برای ایجاد صلح همیشگی و عادلانه در خاورمیانه خواهد داشت.» شورای امنیت همچنین «بار دیگر از آتشباری ارتش اسرائیل که منجر به مرگ بی گناهان شده است، ابراز تأسف» و تأکید کرد «معاهدات ژنو، ضروری است در مناطق اشغالی اجرا شود.» اما با اینکه انتفاضه در چهارچوب سنگ پراکنی و به دور از نظامی شدن باقی ماند، این معاهدات هیچ گاه از سوی اسرائیل اجرا نشد.
با بالا گرفتن تعداد شهدای انتفاضه از یک هزار نفر و تا آغاز سال ۱۹۹۰؛ پیشنویس قطعنامههای تندتری نیز به شورای امنیت ارائه شد، اما ایالات متحده با پناه جستن به حق وتو مانع تصویب آنها شد. از این میان سه پیشنویس قطعنامه در فوریه، ژوئن و اکتبر ۱۹۸۹ مطرح شد که دربر گیرنده محکومیتهای شدیدتری نسبت به اسرائیل و تهدید به اقداماتی علیه آن بود اما همه این قطعنامهها پس از مذاکرات درازدامن، با وتوی امریکا مواجه و در نتیجه تصویب نشد. اتحاد شوروی نیز در آن روزها، در آستانه فروپاشی و در شرایطی نبود که بتواند استوارانه در کنار فلسطینیها بایستد.
رهبران ملی فلسطینی در داخل با حکومت امریکا ارتباط برقرار کرده و پیشنهادات خود را - با موافقت سازمان آزادیبخش فلسطین - در اواسط ژانویه ۱۹۸۸، به جورج شولتز وزیر خارجه ایالات متحده ارائه کردند. شولتز نیز بلافاصله شروع به تنظیم ابتکار عمل امریکا برای توقف انتفاضه کرد که بر اساس آن، مذاکرات فلسطینی - اسرائیلی میان نمایندگان فلسطینیان و حکومت اسرائیل آغاز میشد و سازمان آزادیبخش فلسطین تا هنگامی که «قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت را به رسمیت نشناخته و تروریسم را رها نمیکرد»، هیچ نقشی در آن نمیتوانست ایفا کند. انتفاضه از ژانویه ۱۹۸۸، به رویدادی روزمره تبدیل شد و اسحاق شامیر با توجه به بالا رفتن آمار شهدای فلسطینی، تصمیم خود را برای «شکستن استخوان» فلسطینیها؛ به جای کشتن آنها گرفت. سوریه در چهارچوب این تحولات، بازگشت روابط راهبردی سوری - فلسطینی به مرحله پیش از تهاجم اسرائیل به لبنان را به رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین پیشنهاد کرد. من نیز برای ترتیب دادن ملاقاتی میان عرفات و اسد تماسهای متعددی برقرار کردم، چون میدانستم اگر این ملاقات را ترتیب ندهم؛ شاید فرد دیگری جز من برای انجام آن تلاش نکند.
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
اخبار این صفحه
-
دور نـما
-
افغانستان در پریشانی و انتظار
-
انفجار در مسیر عزاداران عاشورا در پاکستان
-
حسن نصرالله: از تجربه افغانستان عبرت بگیرید
-
طالبان و مسأله دره پنجشیر
-
روایت گمشده
اخبارایران آنلاین
























